تبليغاتX
زبان و زندگی روزمره - کتاب دا روحی جدید در ادبیات ایران

زبان و زندگی روزمره

صدای خاموش
کتاب دا روحی جدید در ادبیات ایران

 

  با وجود آنکه هشت سال دفاع مقدس برای مردم و مسئولین ما بسیار مهم است اما این مسئله مهم در تاریخ کشور ما به موضوعی کلیشه ای  بدل شده است.برگزاری پیاپی همایش هایی تکراری با موضوعات تکراری پیرامون جنگ،بزرگ نمایی چهره هایی خاص از شهدای جنگ و شاخص نمودن آن ها وپخش مداوم برنامه های تلویزیونی که گاه اثری سوئ بر روی مخاطب می گذارد(مثل برخی از سریالهای تلویزیونی ) و ساخت بعضی از فیلم های سینمایی در این امر بی تاثیر نیست. عدم جذابیت این دست آثار و فاصله گرفتن مخاطب از آن ها به طور عمده به دو دلیل است.

 اول:تولید کنندگان این آثار خودشان دغدغه ای برای موضوع جنگ نداشته اند بلکه از آنجایی که این موضوع در میدان قدرت اهمیت دارد وآن ها نیزمی خواهند خود را به این میدان نزدیک کنند آن را ساخته اند. به همین دلیل صحنه های غیر واقعی و رزمنده هایی غیر واقعی ترخلق می کنند که نشان می دهد خالقان اثر تا چه حد از جنگ و آدم هایش دور بوده اند وهرگز خودشان آدم های حاضر در جنگ را از نزدیک ندیده و درک نکرده اند. بنابراین شخصیت های اصلی داستان به دل نمی نشینند و با مخاطب ارتباط برقرارنمی کنند و عمده شخصیت ها کلیشه ای هستند که یا عنوان «سید» را به یدک می کشند یا «حاجی.»و موضوعاتی که در آن مطرح می شود شمه ای کلی وروشن از جنگ است که برای مخاطب نیز شفاف است و حرفی جدید برای گفتن در فیلم وجود ندارد.

 دوم : سفارش از بیرون آن ها را وادار به ساخت مجموعه هایی با مضمون جنگ نموده است.

گمان می کنم آخرین باری که فیلمی را راجع به جنگ ایران وعراق دیدم وبه دلم نشست ،روز سوم ساخته محمد حسین لطیفی بود.آدم هایی که لطیفی در فیلم به تصویر کشیده بود باورپذیر،ساده و مردمی بودند . آنچه از فیلم بر می آمد برخاسته از وجود کارگردان و نویسنده اثر بود و این امر به روز سوم اعتبار می بخشید.کسانی چون ابراهیم حاتمی کیا و مرحوم ملاقلی پور و احمدرضا درویش نیز ازجمله کسانی هستند که ادبیات ناب جنگ را تولید کردند که دغدغه ها،رنج ها و مشاهدات خودشان را در اختیار مخاطب قرار می دادند.و چون از عمق وجودشان بر می خاست به خوبی با مخاطب خود نیز ارتباط برقرار می کرد.

 پس از مدت ها دور بودن از یک اثر خوب درباره هشت سال دفاع مقدس دوباره،اثری هنری توانست روح مرا در باب جنگ آرام ،شاد و راضی  کند و آن مطالعه کتاب «دا »خاطرات خانم سیده زهرا حسینی از روزهای اول جنگ و امتداد دردسرهای آن برای خانواده های جنگ زده وشهید داده بود.

کتاب حاوی چند نکته اساسی است:

اول اینکه:مهمترین خصلت اثر،روایت  صمیمیانه  وبه دور از تکلف است و راوی آنقدر زیبا خاطرات خود را بیان می کند که خواننده احساس می کند که نه خاطرات شخصی یک فرد بلکه یک جلد رمان می خواند، مرز خاطره گویی و داستان بسیاری از لحظات روایت از بین می رود به طوریکه در قسمت هایی از داستان خواننده فراموش می کند که در حال خواندن خاطرات شخصی یک فرد حقیقی است. زیباترین صحنه کتاب زمان وداع پدر از زهرا و دیدار پیکر او وتشریح بی قراری او برای دیدار با برادرش علی و روایت مجروحیت خودش است.  کشش متن به قدری زیاد است که به سختی می توان تا پایان آن ،کتاب را که بیش از هشتصد صفحه است زمین گذاشت. قلم زیبای سیده اعظم حسینی در تدوین وبازنویسی این اثر نیزعالی است. لحن طنز گونه راوی در طول روایت نیز در جذب مخاطب و ترغیب او به اینکه بخواهد بداند بعد چه می شود نیز موثر است.راوی نه تنها به مسائل مهم پرداخته بلکه به توضیح مسائلی که به ظاهر جزیی و پیش پا افتاده هستند نیز توجه نشان داده است.مانند واکنش حیوانات با شنیدن صدای خمپاره ها و بمب هایی که در سطح شهر و در نزدیکی آن ها به زمین می ریزد،حمله سگ هایی که برای دریدن جنازه ها به قبرستان می آیند ،بیان وضعیت درخت هایی که روزی زیبایی وسرسبزی خرمشهرمدیون آن بود.

دوم اینکه : راوی در بخش اول کتاب از دوران کودکی و وضعیت خانوادگی خود و روابط اعضاء آن با هم  و صمیمیت حاکم بر این روابط سخن گفته است و به این ترتیب خواننده با کسانی که قرار است شخصیت های اصلی داستان او محسوب می شوند آشنا می شود.و با این آشنایی در طول کتاب با شخصیت ها رابطه برقرار می کند. این مسئله به مخاطب کمک می کند تا بسیاری از مسائلی را که در طول داستان اتفاق می افتد برای خود تفسیر و هضم کند.

 تصویری که راوی از خود ارائه می دهد موجودی آسمانی ،غیر قابل تصور و دست نیافتنی که مخاطب را از خود براند نیست بلکه خصوصیات مشترکی با مخاطبانش دارد:خویشتندار،بامسئولیت وشجاع است که در مواردی هم به راحتی گریه می کند،می ترسد،عصبانی می شود،از وحشت فرار می کند ،در مقابل بعضی از مسائل بی تاب می شود وحتی اعصاب تحریک شده اش او را مجبور می کند کار در غسالخانه را ترک کند. از این رو راوی به شخصیت ما بسیار نزدیک است و از خود،پدر،مادر ،برادر وخواهرانش موجودی خارق العاده نساخته بلکه مانند بسیاری از آدم ها از خانواده ای معمولی است.

سوم :جریان از روزهای آغازین جنگ و از زبان یک فرد ساکن در شهر خرمشهر و نه یک رزمنده یا فرد بیرونی که در جریان جنگ وارد شهر شده است روایت می شود.کسی که با بیشتر قسمت های شهر آشناست و به راحتی می تواند بین گذشته و اکنون شهر(روزهای جنگ)رابطه برقرار کند و جزییات آشنایی خود با محله ها و خیابان ها و کوچه ها وحتی افراد را به یاد بیاورد و از این رو خواننده را با گذشته شهر و آنچه در زندگی روزمره مردم می گذشته آشنا کند.و با یاد آوری خاطرات افرادی که به عنوان شهید وارد غسالخانه می شوند و آنچه در پیرامون زندگی خانوادگی آن ها رخ داده روی احساسات ما تاثیر بگذارد :«چهره آشنایی دیدم.تنم لرزید.یکی از زن های همسایه مان بود که قبلا در محله ما زندگی می کرد.جسد دو بچه اش هم کنارش بود...»راوی زندگی روزمره خود و مردم شهرش را روایت می کند و از زندگی شهدا چیزهایی می داند که فردی بیرونی که به عنوان کمک به شهر وارد شده بی خبر است وتاثر او از روبرو شدن با پیکر شهدا علاوه بر کشته شدن آن ها و دیدن اجسادشان ،یادآوری زندگی پر فراز و نشیب آن هاست. روبرو شدن با پیکر شهدا از این جهت که در جنگ کشته شده اند تنها تاثر او ومخاطبان را برنمی انگیزد بلکه آنچه او از زندگی آن ها به یاد می آورد بسیار مهم است.«یادم آمد تقی با چه حجب وحیایی در خانه مان می آمد .در می زد و می پرسید:سید علی خونه اس؟توی دلم گفتم :خدا به داد مادرت برسد تقی»به تعبیری دیگر راوی از آنچه زیر پوست شهر می گذرد روایت می کند.همچنین او در جریان داستان از گذشته وشغل مبارزان تا آنجایی که اطلاع دارد خبر می دهد و خواننده را با شغل های آنان آشنا می کنند:کارگر شهرداری،جوشکار و... این امر یکی از مهمترین امتیازات این کتاب است زیرا  حتی در آثار جالب توجهی که تا پیش از این تولید شده کمتر با پیشینه رزمنده ها آشنا می شویم و روایت داستان از آنجایی آغاز می شود که گروهی دورهم جمع شده و در حال مبارزه هستند.و در قبولاندن این باور کمک می کند که این افراد انسان هایی آسمانی که فرسنگ ها با انسان های دور وبر خود فاصله داشتند تصویر نشده اند یا افرادی خشن که به دنبال بهانه ای برای اسلحه به دست گرفتن باشند بلکه افرادی هستند که بنا به شرایط موجود از زندگی روزمره خود کنده می شوند وبرای دفاع از میهن رو در روی دشمن می ایستند. این شکل از ادبیات جنگ به موضوعاتی می پردازد که تا پیش از این هرگز مطرح و دیده نشده بود و مخاطب را به دنیایی می برد که تا قبل از آن از چنین حوادث و وقایعی بی خبر بوده است.

چهارم آنکه :راوی داستان بین روحیه زنانگی و خنثی بودن درمتن شناور است.از آنجایی که راوی داستان یک زن است ،ما را با فضا و مسائلی از جنگ آشنا می کند واز جاها وچیزهایی خبرمی دهد که دنیای مردانه و راویان مرد از بیان آن عاجزند زیرا نه آن را مشاهده کرده و نه آن را احساس و درک می کنند.واین امر به انحاء گوناگون در متن ولابلای کتاب دیده می شود.حضور درمکان هایی که تنها زنان اجازه حضور دارند مانند غسالخانه زنانه و تشریح دیده های خود ،محدودیت ها وترس هایی که برای زنان در طی حضور در خرمشهر وجود داشته مانند حضور در محله طالقانی که راوی حضور سربازان عراقی را احساس می کند و هر آن انتظار آن را دارد  یک سربازعراقی جلوی او سبز شود وهمراه داشتن دو نارنجک برای استفاده درچنین لحظه ای و بیان احساس خود از این وضعیت،نحوه برخورد مردها نسبت به حضور زنان درشهر ،اصرار او بر حفظ چادرش درتمامی لحظات که به اعتقاد شخصی وی برمی گردد جز زمانی که می خواهد جنازه متلاشی شده ای را که مردها از روبرو شدن و دست زدن به آن اکراه دارند و حفظ حریم میان مرد و زن حتی در سخت ترین شرایط و صحبت از فداکاری و مقاومت زنان ونقش آنان در دوران دفاع مقدس همه از این نوع است واثری کاملا" زنانه وخارج از چارچوب گفتمان مردانه را خلق کرده که در آن راوی زن حرف های مهمی برای گفتن دارد.و در واقع سوژه زنانه شکل می گیرد.گویی خورشید دیگری در کنار خورشید مرکزی که روایت مرد ها از جنگ است تابیدن گرفته است وامکان دیگری را برای روایت از جنگ برای ما فراهم کرده است.حقیقت های دیگری که پس از سالها روی دیگری از چهره جنگ و آدم های درگیر با آن را نشان می دهد.سوژه زنانه غائب از جنگ یا روایت شده به واسطه مردان اینک خود به میدان آمده و از جنگ سخن می گوید. اما وقتی راوی زن بودن خود را فراموش می کند وبه انجام کارهایی می پردازد که مردها نیز می توانند و یا گاهی از آن ها جلو می افتد او را تنها به نقش یک انسان حاضر در جنگ که دیگر نمی توان تشخیص داد که زن است یا مرد نزدیک می کند.(مثل جمع آوری پیکرهای متلاشی شده مجروحان در سطح شهر،حضور در خط مقدم جبهه و یا رفتن به اتاق جنگ)و این امر ما را به این واقعیت رهنمون می سازد که راوی میان  دو وضعیت قرار دارد:یک وضعیت به عنوان یک جنس مونث که از این زاویه دید به روایت می پردازد و تلاش می کند سهمی برابر با مردان را برای حضور در خرمشهر به دست آورد:مثل تلاش برای ماندن در شهر با وجود مخالفت مردان.و گاه به عنوان کسی که تابع گفتمان مردسالارانه است حرکت می کند و کاری را مهم می داند که مردها از عهده انجام آن بر می آیند مثل حضور در خط مقدم و اسلحه به دست گرفتن.  

پنجم: از دیگر نقاط قوت داستان باید به وجود عکس های انتهای کتاب و ضمائم آن اشاره کرد .

 ششم:راوی در طول داستان این است که بدون هیچ ملاحظه وپرده پوشی ای از اعتقادات مذهبی وسیاسی خود سخن می گوید و به ابهام زدایی پیرامون بسیاری از شخصیت ها ومسائل آن دوران می پردازد.

اما با این همه ،کتاب ضعفی اساسی دارد و آن اینکه داستان با زخمی شدن زهرا به اوج می رسد اما پس از آن کم کم با آمدن آن ها به تهران داستان جذابیت سابق خود را از دست می دهد .گویی کتاب با شتاب و عجله می خواهد به پایان برسد.و نکاتی برای مخاطب نا گفته می ماند مانند :شنیدن خبر رحلت امام با وجود آنکه راوی در طول بیان خاطرات خود بارها به نام ایشان اشاره می کند و حتی در دفاع از ایشان حاضر است هر تبعاتی را ،حتی اعدام بپذیرد.یا اینکه پس از بازگشت به خرمشهر آیا توانست لباس برادر را از زیر خاک سالم بیرون بیاورد یا خیر؟

دیگر اینکه نویسنده و راوی هر دو زن هستند در داستان اثر مثبتی دارد واز آنجایی که کار تدوین کتاب را یک زن انجام داده است انتقال لحظات عاطفی و هیجانی در آن به خوبی لحاظ شده است.اما حضور نویسنده در کنار راوی گاهی در داستان به وضوح دیده می شود.در بعضی از بخش های داستان راوی با لهجه جنوبی صحبت می کند:«ها،ماما چی شده این وقت صبح؟گفتم:ها،چی؟هیچی؟»و در جای دیگر راوی بدون هیچ لهجه ای سخن می گوید انگار دختری تهرانی سخن می گوید و وضعیت دوم غلبه بیشتری در متن دارد.

 با وجود اینکه اثر بار ایدئولوژیکی قوی و پر رنگی دارد طیف زیادی را مخاطب خود سازد که به لحاظ عقیدتی و سیاسی در کنار یکدیگر قرار دادنشان سخت است و کسانی را وادار به تشویق وتحسین کرده است که تا پیش از این در مورد جنگ و ساخت آثاری در این باب سکوت کرده بودند.مانند:تهمینه میلانی و داریوش مهرجویی. وچنین اثری توانسته طی تنها یک سال ونیم با قیمت یازده هزار تومان دست کم شش بار تجدید چاپ شود.

 حضور چنین کتابی میان انبوه کتابهای چاپ شده در طول سال های اخیر با چنین توجه و اقبالی از سوی مخاطبان خبر از ادبیات جدیدی می دهد که اتفاقا" ناب است واستقبال چشمگیر از کتاب نشان می دهد که مردم نسبت به جنگ هشت ساله ایران وعراق همچنان دلبستگی وغیرت دارند اما به دنبال ادبیات ناب می گردند.ادبیاتی که بر آمده از اعماق وجود نویسنده و گوینده آن باشد.

 ****این مطلب روز یکشنبه سوم خرداد در روزنامه وطن امروز همراه با مصاحبه ای از سیده زهرا حسینی به عنوان یادداشت به چاپ رسیده است.

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت18:28توسط فائزه ساسانی خواه |