کمتر از بیست و چهار ساعت به شروع رای گیری برای دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران مانده است در حالی که بسیاری لحظه شماری می کنند تا ببینند رییس جمهور آینده کشور کیست.بعد از اولین دور ورود آقای خاتمی (با توجه به سن خودم می گویم)برای دومین بار است که شور انتخابات این چنین مردم را فرا گرفته و حتی جمع زیادی از افراد حتی شهروندان بی تفاوت وارد گود سیاست شده اند.
تا قبل از شروع مناظرات رقابت به طور جدی میان سه کاندیدا بود:دکتر احمدی نژاد ،حجت الاسلام کروبی ومهندس موسوی .اما با شروع مناظرات بخصوص پس از مناظره آقای موسوی و آقای احمدی نژاد یکباره تمام معادلات بهم ریخت و رقابت به طور جدی به این دو نفر تقلیل یافت.به طوری که آقایان کروبی وموسوی که تا پیش از آن در مقابل یکدیگر بودند بعد از آن در کنار یکدیگر و علیه نفر سوم در یک جبهه قرار گرفتند.
در شرایطی که کاندیداها باید جلوی دوربین وبرای مردم برنامه های خود را تشریح می کردند به موضوعاتی پرداختند که در حاشیه بود وجز اینکه کشور را به اغتشاش بکشاند وباعث ایجاد ناامنی روحی وروانی شود ثمر دیگری نداشت و موجی را ایجاد کرد که در دراز مدت اثرات خودش را نشان خواهد داد:
دکتر احمدی نژاد با زیر سئوال بردن آقایان رفسنجانی ،ناطق نوری و کروبی در واقع هویت فردی آنها را زیر سئوال نبرد بلکه لباس روحانیت وروحانیت را زیر سئوال برد و از طرف دیگر مسئولین نظام جمهوری اسلام را و به دنبال آن و برای تلافی ،میرحسین موسوی نیز با پیش کشیدن وبزرگ کردن مسئله تورم از میان تمام کارهای رییس جمهور وطرح این ادعا که او به مردم دروغ می گوید با خواندن دو حدیث از معصومین دومین شخص مسئول در کشور یعنی رییس جمهور را دروغگو خواند و پس از آن دامن زدن به این جو توسط هواداران وارزیابی هر دو نامزد و هوادارانشان به عنوان روندی مثبت از این واقعه بود که طرفداران بسیاری به جمع آنها پیوسته اند. جوانان و گروه های سیاسی روز وشب را به تبلیغ وشعار دادن در خیابانها به نفع کاندیدای خود و برعلیه کاندیدای رقیب پرداختند. این در حالی است که به همان نسبت جمع دیگری از طرفداران این دو نامزد در رای دادن به هریک از طرفین به تردید افتادند زیرا آنچه زیرسئوال رفت اخلاق بود. وآنچه بیش از هرچیز در این مناظرات اهمیت داشت توجه و بی توجهی به اصول اخلاقی بود.زیرا هر یک از طرفین برای بیرون کردن رقیب از صحنه به روشی زننده و خشن به قیمت زیر پا گذاشتن مصالح نظام حرف هایی را در حضور مردم زدند که نه تنها نتیجه مثبت ندارد بلکه اثرات سو هم خواهد داشت. آنها با این رفتارها نشان دادند که فراموش کرده اند تمام نامزدها فرزند انقلاب وجمهوری اسلامی اند و انتخاب هر یک از آنها انتخاب یکی از آرمان های برجسته نظام جمهوری اسلامی است.در واقع این «منازعات»و نه «مناظرات»هیچ برنده جزیک نفر.
در همین جا علاوه بر وضعیت دو قطبی طرفداران(احمدی نژاد- موسوی)قطب سومی نیز در این انتخابات شکل گرفت که حاصل زده شدن از وضعیت موجود است.و یا اعتراض به روندی که روز به روز گسترش یافت و آن ترویج «بی اخلاقی »بود.دکتر رضایی با سکوت در برابر رفتاردکتراحمدی نژاد و پرهیز جدی از مقابله به مثل برنده اخلاقی این مناظرات بود.او چه رای بیاورد وچه نیاورد پیروز این مناظرات بود و از خود خاطره وتصویری خوش را به یادگار گذاشت.
قطب سوم کسانی هستند که به سمت دکتر رضایی تمایل پیدا کرد ند.من خودم را جز این دسته می دانم. با تشدید تنش میان موسوی واحمدی نژاد از انتخاب آن دو فاصله گرفتم. آخرین مناظره که میان دکتر احمدی نژاد و ایشان بود برای من مهم بود که ببینم او نیز وارد همین گود می شود و حریف را از این راه به در می کند یا به شیوه ای دیگر که در عین حال اخلاقی است متوسل می شود که روش دوم را برگزید.با دیدن رفتار اخلاقی او و ارائه برنامه هایش من او را به عنوان کاندیدای اصلح برگزیدم . کسی که از ابتدای طرح شدن نام کاندیدا ها اصلا" گزینه انتخابی من نبود. در واقع من با انتخاب وی به عنوان کاندیدای اصلح به نوعی بی اخلاقی که دارد در جامعه ترویج پیدا می کند رای منفی می دهم و اعتراض می کنم.اعتراض به این فرهنگ که هر کسی برای تصاحب قدرت هر کار که بخواهد بکند یا هر چه دلش خواست بگوید. من به عنوان یک معترض به وضعیت غیر اخلاقی موجود در جامعه به ایشان رای می دهم هرچند اگر همین یک نفر باشم. در واقع رای من به رضایی رای به اخلاق آری و بی اخلاقی نه است.برای من مهم نیست که اوبا زیرکی این کار را کرد یا از سعه صدر وجود خودش بود.بلکه آنچه مهم بود رعایت اصول اخلاقی توسط وی جلوی میلیونها انسان بود. در ضمن دکتر رضایی تنها کسی بود که بدور از جنجال برنامه خودش را اعلام کرد.و اصلا فهمیدم چه می گوید و چه طرحی دارد.او برای تصدی این پست با برنامه جلو آمده و نیز به ائتلاف و استفاده از تمام نیروهای سیاسی و نه فقط یک جناح اعتقاد دارد.
تنها من نیستم که از وضعیت موجود عصبانی است حتی از طرفداران دو آتشه هر دو رقیب کسانی را می شناسم که از مدت ها قبل برای آنها فعالیت می کردند و بعد از مناظره ها تصمیم گرفته بودند یا در انتخابات شرکت نکنند یا به شخص دیگری رای بدهند که از میان این دو نفر نباشد.
جالب است که دکتر عماد افروغ هم که طرفدار میرحسین بود نظر مرا داشت وبه این سمت تغییر جهت داد.و مسئله اخلاق را مطرح کرد.
ای کاش این تغییر جهت واین اعتراض به شکلی تاثیر گذار و جدی بود تا برای همیشه بساط بداخلاقی و بی اخلاقی در انتخابات ما برچیده می شد.
گرچه می دانم رای من وامثال من تاثیری در پیروزی رضایی ندارد ومن باید یکی از آن دو کاندیدا را به عنوان رییس جمهور آینده کشورم بپذیرم ولی به وظیفه خود عمل می کنم.به قول امام ما مامور به وظیفه ایم ونه نتیجه!!
ما پیرو دینی هستیم که خداوند در وصف پیامبرش در قرآن می فرماید بدرستی که تو صاحب اخلاق بزرگی هستی.
یا حتی حدیث از خود پیامبر داریم : «من برگزیده شدم برای مکارم اخلاق»
برای سکوت جامعه دانشگاهی در قبال این رفتارهای غیر اخلاقی هم متاسفم. .
برایم جالبه که بیشتر اساتید دانشگاه و روشنفکران نه تنها در مقابل روش های اعمال شده از سوی برخی کاندیداها سکوت کردند بلکه از آن حمایت نیز کردند.گویی به روش ماکیاولی معتقدند که هدف وسیله را توجیه می کند.
با وجود اعتراضم به رفتار کاندیداها به رای مردم کشورم به طرف هرکس که باشد احترام می گذارم.زیرا معتقدم میزان رای ملت است.با رای ملت جمهوری اسلامی پا گرفت.با رای ملت بنی صدر اولین رییس جمهور ایران شد وپس از مدتی مردم فهمیدند که چه اشتباهی را مرتکب شدند.گرچه به قیمت هزینه ای سنگین و آن شهید شدن جوانان بسیاری بود.در غیر این صورت اگر امام از شناخت خود استفاده می کرد واجازه کاندیداتوری او را نمی داد یک عمر مردم فکر می کردند که بنی صدر چه آش دهان سوزی بود که نصیبشان نشد!و امام متهم به دیکتاتوری می شد.
رای مردم دولت اصلاحات روی کار آورد و فضایی جدید را که در آن شعار قانون،آزادی و دموکراسی و... را می داد روی کار آورد و دوباره رای مردم به اصولگرایان اصلاح طلبی را پروژه ای خام وناپخته نشان داد و در دور قبل رای مردم شهردار تهران را رییس جمهور ایران کرد.
حالا هم باید دید مردم چه کسی را برمی گزینند و کدام فضا را دامن می زنند؟
مهم این است که ما تاقبل از انتخابات برای کاندیدای اصلحمان تلاش کنیم وبعد از انتخابات به رای و اراده مردم ایران احترام بگذاریم زیرا رییس جمهور آینده ایران هر کس که باشد به حمایت تمام نیروهای سیاسی و مردم احتیاج دارد.
تبدیل کردن اختلاف عقاید سیاسی به دشمنی فشردن و بوسیدن دست بنی صدر ویاران تروریست اوست.ما هم که دوست بنی صدر نیستیم.
این شرایط ملتهب را که می بینم یاد شعری از مرحوم قیصر امین پور می افتم و با همان متن را به پایان می برم:
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد این روزها
شادم
که می گذرد.

