حاج رسول ترک در قبرستان نو قم به خاک سپرده شد.
سلام بر حاج رسول ترک لحظه ای که از خواب غفت بیدار شد .وسلام بر او لحظه ای که برای همیشه با گذشته الوده اش وداع کرد .وسلام بر او که تا اخر به توبه اش وفادار ماند وسلام بر اوکه به اربابش امام حسین وفادار ماند. وسلام بر او که پاک از دنیا رفت. وسلام بر او که پاک در روز محشر برانگیخته می شود.
وسلام بر امام حسین که کوچکترین محبتی را بی پاسخ نمی گذارد.
به این لیست اضافه خواهد شد.(انشاءالله)
آنها با ترور نخست وزیر رزم ارا که ایرانیان را لایق ساخت [لولهنگ] نمی دانست .چه برسد به استفاده از صنعت نفت! راه را برای ملی شدن صنعت نفت هموار کردند.با ترور او مردم ومخالفان به خیابان ریختندوبه شادی پرداختند.
ترور او سبب شد که شاه عقب نشینی کندودر کنار مبارزه سایر مبارزان از جمله آیت الله کاشانی به ملی شدن صنعت نفت تن دهد.
به این لیست به تدریج اضافه خواهدشد...انشاءالله تعالی.![]()
حاج رسول ترک خیابانی.ایت الله محمدتقی فلسفی. شیخ رجبعلی خیاط.اقاشیخ مرتضی زاهد.جهان پهلوان تختی.سید کریم پینه دوز.ایت الله سید محمود طالقانی.جلال آل احمد.کل احمد تهرانی. شهید مصطفی چمران.شهید حاج صادق امانی.شهید محمد بخارایی.صادق هدایت.ایت الله سیدابوالقاسم کاشانی.آیت الله تنکابنی.میرزامحمدتقی خان امیر کبیر.حاج اسماعیل اربابی.شهیدمحمدعلی رجایی.شهید ایت الله مدرس. مرشد چلویی.پروین اعتصامی.آیت الله شیخ عبدالنبی نوری.استادصبا.شهید اسدالله لاجوردی.حاج مصطفی دادگان.شهید سید حسن مدرس.شهید طیب حاج رضائی.ایت الله سیداحمد خوانساری.
به این لیست اضافه خواهد شد انشاءالله.
در این مراسم تنی چند از نمایندگان مجلس .احمدمسجدجامعی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی سابق .حجت الاسلام علی اکبرناطق نوری رییس دفتربازرسی مقام معظم رهبری. وجمع کثیری از وعاظ شهر تهران حضور داشتند.همچنین فرزندان مرحوم ایت الله فلسفی اقایان:حاج اقا کمال.دکتر مصطفی.مهندس حسین وحاج اقا علی فلسفی وداماد ایشان حاج اقا لواسانی هم حضورداشتند.
برنامه های فرهنگی وتبلیغی در نظرگرفته شده به ۳ بخش تقسیم می شود:
۱.تربیت طلبه ومبلغ دین با استفاده از روشهای نوین علمی.که از مهرماه سال جاری همزمان با نیمه شعبان اغاز به کار کردواز میان تعداد۶۰۰۰ هزار شرکت کننده ۲۵ نفر از واجدین شرایط انتخاب شدند.
۲.تشکیل کلاسهای فن خطابه وتبلیغ برای وعاظ.که در ان با تفسیر قران کریم.جامعه شناسی وروانشناسی و... اشنا می شوند.این مرحله پس از ماه صفر به اجرا در می اید.
۳.تربیت مداحان اهل بیت است.که با اصول اساسی مدح واشعار پر محتوا اشنا شوند.تا از ورود خرافات واشعار سبک وبی محتوا در مجالس اهل بیت جلوگیری شود.
مدیریت حوزه اکنون دست حجت الاسلام نوربخش است.
مکانی که امروز دارالمبلغین نام گرفته قبلا" منزل مرحوم فلسفی بوده وبه همین دلیل به نام اشان هم نام گرفته است.
دارالمبلغین واقع در شهر تهران .خیابان ری. نرسیده به ۳راه امین حضور روبروی مسجد کاظمیه است..
منزل ایشان واقع در خیابان ری نرسیده به سه راه امین حضور روبروی مسجد کاظمیه است.این حوزه مخصوص اقایان است.
- امروز برای گرفتن گزارش از آیت الله کاشانی که در ملی شدن صنعت نفت نقش عمده ای داشت وساکن منطقه۱۲ بوده رفته بودم پامنار.تا قدیمی هائی که او را دیده اند را پیدا کنم واز آنها مصاحبه بگیرم.۳نفر را پیدا کردم که ۲تای آنها خیلی کوچک بوده اند وایشان را دیده اند.اما وضعیت منزل ایشان که از پشت بام مسجد مشاهده کردم اسفبار بود.یک مخروبه کامل.اصلا" باورم نمیشد!نمی دانم چرا این خانه در ثبت میراث در نیامده وبدتر از آن چرا فرزندانش اینقدر در قبال نگهداری از آن اهمال می کنند.مردی که روزی قلب تمام ایرانیان در خانه او می تپید وشاید بشود گفت اولین بار انگلیسها در ایران سیلی محکم را از دست او نوش جان کردند.آیا ارزش آنرا ندارد که خانه اش به عنوان یک اثر تاریخی از مردی که با شجاعت از سرمایه ایران دفاع کرد.وبه هیچ قیمتی تسلیم نشد ثبت شود؟پناه می برم به خدا. گزارشش انشاءالله شنبه آینده در همشهری محله به چاپ می رسد.
به محراب علی بود
همپای خدای ازلی بود
علی بود...
سالروز به امامت رسیدن حضرت مولا میرالمومنین بر همه شیعیان وعاشقان ودوستداران آن حضرت مبارک.
نمی دانم هرچه فکر می کنم راجع به مولا نمی دانم چه بنویسم ونمی توانم.به قول حاج آقا دولابی کوچک که نمی تواند بزرگ را تعریف کند..فقط می دانم موت وحیات به دست آن بزرگوار است وبهشت ودوزخ نیزهم.
تو ننگ عربی سید حسن!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم.
تو
به جای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست می گیری
و از پشت تریبون المنار
با نعره هایت
چرت ما را پاره می کنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری.سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشه های سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه وعقال داری
تازه عمامه سیاه سرت می گذاری
که مارا یاد خمینی می اندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عرب هستی.سید حسن!
به جای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی واکرانی ات را تماشا کنی
در مخفیگاهت
که نمی دانیم کجاست
می نشینی ونهج البلاغه می خوانی
تو کافر شده ای سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش وبگو
برد موشکهایت به ریاض که نمی رسد؟!
(امیر مهدی نژاد)
خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نا بخشودنی است.
خدایا من کوچکم.ضعیفم.ناچیزم.پرکاهی در مقابل طوفانها هستم.به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم.وعظمت وجلال تورا براستی بفهمم وبدرستی تسبیح کنم.
خدایا دلم از ظلم وستم گرفته است.تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران وظالمان قرار نده.خدایا دردمندم روحم از شدت درد می سوزد.قلبم می جوشد.احساسم شعله می کشد.وبندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند.تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.
...احساس می کنم که این دنیا دیگر جای من نیست.با همه وداع می کنم ومی خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.
خدایا به سوی تو می آیم.از عالم وعالمیان می گریزم.تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.
دکترمصطفی چمران
امشب خیلی حرفها برای نوشتن داشتم تا خواستم بنویسم چشمم به کتاب بینش ونیایش شهید چمران افتاد ...نوشتم شاید آرام شوم.اصلا" نمی فهمم چرا این ۱هفته مدام به ایشان حواله می شوم.!!!!؟؟؟....
خیلی کوچک بودم که جنگ آغاز شد.اصلا" شروعش را به خاطر ندارم.هیچ تصویری ازتسخیر وفتح آبادان وخرمشهر در ذهن ندارم.اینکه شهید وشهادت یعنی چه را نمی دانستم.
جنگ یعنی صدای گاه وبی گاه هشداری که گوینده رادیو وتلویزیون می گفت:توجه توجه علامتی که هم اکنون می شنوید آژیر خطر است لطفا" هرچه سریعتر به پناه گاه بروید .وبعد صدائی که هنوز هم شنیدنش آزارم می دهد...
خاموشی شبهاوپناه آوردن به کوچه.پناهگاههائی که در مدرسه برایمان ساخته بودند.زندگی در زیرزمینها.نوحه خوانی جناب کویتی پور در شهادت شهید جهان آرا و صدای جناب آهنگران:ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش.بهر نبردی بی امان اماده باش آماده باش...
من به یاد ندارم که پس از حمله صدام به ایران امام گفتند دیوانه ای سنگی در چاه انداخت.اما تشیع پیکر مطهر شهدا از مسجد محل را خوب به خاطر دارم واین جمله که:این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب وبلا آمده..وشعار مرگ بر صدام را...
شهادت سرداران جنگ مثل دکترچمران. برادران باکری.برادران دستواره .حاج همت و... را اصلا"به یاد ندارم .اما شبی را به یاد دارم که صدام شب تا به صبح تهران را موشک باران کرد...فرار مردم از تهران را ...موشک باران خیابان خلیلی را...
روزهای آخر جنگ را به یاد دارم که می گفتند منافقین وارد کرمانشاه شده بودند در عملیات مرصاد !وفاجعه آفرینی می کردند...واینکه درست چند روز قبل از پذیرش قطعنامه پسر همسایه امان شهید شد..!!!..واین جمله امام که من جام زهر را نوشیدم...
بارها در مراسم شهدا شرکت کردم در حالیکه در دنیا ی کودکیم بودم وبا دوستانم بازی می کردم .یادم می آید درسفری به کشور سوریه که شاید۶سال هم نداشتم خانمی از شهر دزفول همسفریمان بود که از من خیلی عکس انداخت ولی هیچ وقت عکسها را نفرستاد.فقط خدا می داند شاید در موشکباران دزفول شهید شد...
من جنگ را با شهید آوینی شناختم.با مجموعه روایت فتح...
نمی دانم چرا اینها رانوشتم ...شاید در واکنش به خبر اعدام مردی بود که اینهمه خاطرات را برایم باقی گذاشت .حالابا کشیدن یک طناب [اگر راست باشد]زندگی اش خاتمه یافته است...
تمامی این خاطرات را روزی برای فرزندانم تعریف خواهم کرد.خاطره از مردی که اواخر کلاس چهارم را بخاطر او در خانه واز طریق برنامه تلویزیونی درس خواندیم..
خاطره از مردی که دیوانه ای بود و سنگی را درون چاه انداخته بود....
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم.
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم.
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم که دنیا ومردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.
جبران خلیل جبران.
او برایم یک خاطره است از کسی که چمران را عاشقانه به من معرفی کرد ونه به عنوان یک سردار جنگ.شاید چون خودش هم او را اینگونه شناخته بود...
به هر حال زندگینامه اش بد جوری روحیه ام را به هم می ریزد ومتاثرم می کند .خوبست درست وقت کم آوردن به ان رجوعی کرد.ارامش میدهد وایمان.
ازنوشته هایش عمق عشق را می شود فهمید والبته ایمان را...گوئی از ان دستنوشته ها هنوز هم حرارت قلبی عاشق وسوزان بلندمی شود....
به خاطر عشق است که فداکاری می کنم.به خاطر عشق است که به دنیابا بی اعتنائی می نگرم وابعاد دیگری را در می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم وزیبائی را می پرستم.به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم واو را می پرستم وحیات وهستی خود را تقدیمش می کنم...
از دست نوشته های شهید دکتر مصطفی چمران.
میل ما نیست.هیچ کس حرف ما را نمی فهمد!!به نظر می رسد در برزخ به سر می بریم.دیگران
تکذیبمان می کنند.در حالی که در درست بودن مسیر شکی نداریم .تلاشهایمان بی نتیجه است.
احساس می کنیم زمان بیهوده از دستمان میرود وما نمی توانیم کاری بکنیم.حتی کارهایی که
که باید انجام دهیم نه تنها از دنیای واقعی فاصله دارد بلکه اصلا" با ورپذیر نیست!آنوقت بین رفتن
وادامه دادن میمانیم ونمی توانیم تصمیم بگیریم .اما یک چیز را خوب می دانیم که امر خداست اینجا
دیگر پیروزی یا شکست معنا ندارد بلکه عبودیت وتسلیم بودن است که روح ما را تسکین می دهد.
وقتی خدا را باور کردیم اگر تمام دنیا بگویند به تو نه وخدا بگوید اری .ان وقت تو فقط به دنبال او
می روی.عمل کردن به این حرف خیلی قدرت می خواهد وایمان.
حضرت نوح حضرت ابراهیم حضرت موسی حضرت عیسی وحضرت محمد وتمامی انبیاء زندگی اشان
همین را می گویند...
در سخت ترین لحظات از زندگی انها که در قران عزیز ذکر شده آرامش می گیرم. اینکه خدا همواره
با من است ارامم می کند وکمکم میکند امتحانات بسیار سخت را تحمل کنم.
تحمل حضرت موسی در مقابل فرعون.تحمل نوح در مقابل لجاجت قومش .تحمل پیامبر عزیزمان
در مقابل مشرکان وکافران.وداستان فتح مکه که تحقق نا پذیر می نمود اما وعده خدا محقق شد.
باید در مقابل فشارها تسلیم نشد فقط همین.(که وعده خدا حق است .واز انجائی محقق می شود
که گمانمان نمی رسد.۱بار این را تجربه کرده ام)*
لذتی دارد که در توصیف نمی گنجد....
او می برد که ما به کمند وی اندریم......
فقط ایمان به خدا ست که می تواند کمکمان کند وگرنه...
ساحل افتاده گفت:گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم گشت اه که من کیستم
موج خروشنده ای تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم گر نروم نیستم
مرور زندگی پیامبران چقدر آرامش بخش است.واقعا"اگر خداوند در معجزهء جاویدش
قران شرح حال آنها را ورنجهائی که متحمل می شدند در راه ایفای رسالت وچگونگی
تحقق وعده هائی که به آنها داده بودنمی داد باور خیلی از مسائل چقدر برایمان
سخت واصلا"غیر قابل باور بود.
صبر حضرت نوح در مقابل لجاجت قومش در ایمان اوردن .و اطاعت اوامر الهی به
عنوان ادامه دعوت انها.می گویند۹ بار حضرت هسته درخت خرما را به فرمان خدا
کاشت .وبعد امر الهی مبنی بر عذاب نازل شد.
وحضرت ابراهیم که دستور یافت تا فرزند را قربانی کند.با کدام منطق وعقل بشری
سازگار بود؟حتی نزدیک به کاری بود که جاهلان زمانش می کردند.یعنی قربانی
کردن فرزندان درمقابل بتها.
وقتی گفتی لااله الا الله صادقانه به پای ان بایست. چه اسان این کلام را بر زبان می اوریم.وچه اسانتر
به هنگام امتحان از ان می گریزیم.وقتی گفتیم ان را خداوند امتحانمان می کند تاصدق گفتارمان روشن
شود. می بردت در وادی که تو واندیشه هایت دنیای پیرامونت وواقعیت بیرونی در ظاهر مغایر با خواست
خداوند است.واینجاست که باید یکی را انتخاب کنی:خدا یا نفس؟اینجا معلوم میشود بت پرستی ؟
مشرکی؟یا یکتاپرست؟
تازه از اینجا امتحان یکتا پرستی اغاز می شود!!!همه ما با ان درگیریم در زندگی روزمره.
اگر در اینجا از خدا کمک نخواهیم شیطان بیرون از در درانتظار بنده مشرک وکافر ایستاده است.
ادامه ان انشاء الله در فرصتی دیگر.(حضرت ابراهیم نمونه یکتا پرستی وتسلیم بودن در امتحان ذبح
حضرت اسماعیل)
ترین امتحان الهی پیروز وسربلند بیرون بیاید.باور کردنش با عقل بشری ممکن نیست.میگن وحی در
کار نبود بلکه بارها در خواب دیده بودند که امتحانشان قربانی کردن فرزند عزیزی است که پس از سالها
چشم انتظاری به دنیا آمده است.اصلا"تصورش رو هم نمیشه کرد.
میگن وقتی حضرت ابراهیم دانستند که این یک روءیای صادقه بوده وامر خداست.وپس از در جریان قرار
دادن حضرت اسماعیل شیطان ۷ بار به سراغ حضرت آمد تا ایشان را منصرف کند.یکبار از در منطق وارد
شد که مگر خدا به تو نگفته است که نسل پیامبران از تو است؟پس اگر اسماعیل را سر ببری چگونه
این امر محقق خواهد شد؟وحضرت ابراهیم که اطمینان به کار خود ایمان داشتند هر بار او را سنگی زدند
که :یعنی دورشو.وحالا حاجیان هم باید رمی جمره کنند.عجب ایمان وصبری حضرت ابراهیم داشتند.
به خداوندی خدا اینهمه ایمان وصبر داشتن خیلی سخت است. واصلا"نمی شود تصور کرد که پس از
نازل شدن جبرئیل مبنی بر اینکه این فقط یک امتحان بوده حضرت ابراهیم چه حال خوشی داشتند.
حاج آقا دولابی میگویند همه شیعیان حضرت امیر المومنین علی علیه السلام نیز ابتلائات حضرت ابراهیم
را طی می کنند.از افتادن در آتش قربانی کردن زن وفرزند تا حج کردن .
نکته سنجی می خواهد فهمیدن معنی این حرف....!!!؟؟...
بین همه پیامبران اولو العزم بعد از حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم حضرت ابراهیم را واقعا" غیر
قابل وصف دوست دارم.
آیا واقعا" میشه ما هم مثل حضرت ابراهیم اینقدر در برابر امتحانات سخت خداوند که هر روز حلقه اش
تنگتر میشه اینقدر محکم باشیم؟.......به خداوند امروز میگم انچه که تحققش را به من وعده میدی
با عقل جور در نمی آید.در اینجور مواقع به پیامبرانت وحضرت مریم نشانه ای می دادی به من هم
نشانه ای عطا کن.تا آرام گیرم .قران را باز کردم وزنده شدن مردگان پس از مرگ را نشانی داد.
شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
اینجاست که میشه گفت فقط نیروی ایمان به خداست که شب تاریک را روشن می کنه....
وگوئی در این شب بزرگ که شب عید قربان است من هم باید ذبحی بزرگ انجام
دهم که آن قربانی کردن منیت وعقل است که در مقابل اراده خداقرار گرفته است.
وخدایا تو شاهدی که چقدر این امر بر من سخت ودشوار است. اما چون خواسته
توست تسلیم امر تو هستم .پس این قربانی را از من بپذیر.که من فقط از روی
اطمینانی که به تو دارم .تسلیم امر تو هستم وراضی به رضای تو...
عید بر همه مسلمانان مبارک باد.

امام باقر علیه السلام فرمود:در میان مخلوق خدا سزاوارترین کس به تسلیم بودن قضاء
خدای عزوجل کسی است که خدای عزوجل را بشناسد و هر که به قضاء راضی باشد
قضا بر او وارد می شود وخدا اجر او را بزرگ فرماید هر که قضا را ناخوش دارد قضا بر او
وارد شود وخدا اجرش را تباه سازد.
شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام آخرین بازمانده حادثه
عاشورا بر همه شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت باد.
(سوره انعام.ایه ۸۵)
کشیدند بلکه امر بر انها مشتبه شد وهمانا آنان که درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند
از روی شک و تردید سخنی گفتندو عالم به او نبودند.جز آنکه از پی گمان خود می رفتند
وبه طور یقین مسیح را نکشتند.بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد.وخدا کارش همه ازروی
حکمت است.
قرآن کریم .سوره نساء.آیه ۱۵۸
...انگاه طفل گفت:همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب اسمانی وشرف نبوت عطا فرمودومرا
هر کجا باشم برای جهانیان مایه برکت ورحمت گردانیدوتا زنده ام به عبادتََ نماز وزکوت سفارش
کرد.وبه نیکوئی با مادر توصیه نمودومرا ستمکار وشقی نگردانید.وسلام حق بر من است روزی
که به دنیا امدم وروزی که از جهان بروم وروزی که برای اخرت باز برانگیخته شوم.
اینست قضیه عیسی بن مریم که مردم شک وریبه دارند.اکنون به سخن حق وصواب حقیقت
حالش روشن گردید.خدا هرگز فرزندی اتخاذ نکرده که وی منزه از انست.سوره مریم.ایه۳۰تا۳۶ قرآن کریم
تولد حضرت عیسی مسیح بر همه دینداران بخصوص هموطنان مسیحی
مبارک باد.

